خرید بک لینک
خودت چه فکر میکنی؟رنج تنهاییدر تهران بیشتر استیا پاریس؟زخم هادر کربلا شفا پیدا میکنندیا اورشلیم؟درد رامورفین تسکین میدهدیا لبهای سرخ؟ بهم گفت میشه ببوسمت؟من سر تکون دادم که آره...بعدش منو بوسید.بعدش منم بوسیدمش...بهم گفت عههههههه ادای منو در نیار

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:29

دیشب یکی از وحشتناک ترینا بود...

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:29

به کی بگم؟

به کی بگم...به کی بگم چی تو مغزم میگذره...میشه عقرب های توی مغز منو از گوشم بکشی بیرون بدون اینکه گیج بشم؟



برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 20:29

شاید توی یه دنیای بهتر به این تلخی فرار نمیکردم.
دوباره پایان تلخ تراژدی تکراری...


امشب مجبور شدم برای تو بزرگترین خوشی ها را قربانی کنم...

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: شنبه 23 ارديبهشت 1396 ساعت: 7:28

چهار یا پنج ماه پیش وی قرار بود به مناسبت دومین شکست عاطفی دوستش همراه با او در محوطه ی کوی دانشگاه تا بیخ گلو مست کند...چند ساعت قبل از مراسم هم اتاقی دوستش از بوفه ی کوی دانشگاه لوبیای پخته خریده بود و از آن به وی تعارف کرده بود...به محض خوردن یک ق

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:28

سه روز دیگه دووم بیارم فقط تا شیش روز بگذره که عقل و لپام کم کم شروع کنن بیان سرجاشون :/


انقدر ریتالین خوردم که یادم رفته آدم بودن و احساسات عادی داشتن چجوریه :)))

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:28

نمیدونم اینایی که دارم مینویسمو کی قراره بخونی...شاید هیچوقت...شاید همین فرداشب...دوست دارم بهت بگم که حتی فکرشم نمیکردم توی این دنیا هنوز کسی وجود داره که سکوت رو قضاوت نمیکنه...تو اونجا توی اون نقطه از کره ی زمین توی اون لحظه بهم نگاه کردی و با دست

برچسب: نویسنده: پویان زمانی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:28

صفحه بندی